تبليغاتX
یادداشت های دو دانشجوی IT
یادداشت های دو دانشجوی IT
مقالات اخبار و تحلیل های کامپیوتری اینترنتی و در حوزه ی IT و فضای cyber
لینکدونی
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
تمام
چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و   
چه ساده در میان گریستن دیگران می میریم.
اما میان دشواری دریا و تبسم کرانه، فاصله ای ست.

لب اگر تشنه، جام شوکرانش در پیش،
دل اگر تنها، هزار دشنه ی پنهانش در پشت.

چنین که در اواسط واژه و معنا معلقیم

مگر به روزنکی در حصار بی سایه، بی دیوار،
ورنه در مویه های موهن مرگ، کو چراغی!؟
چراغی کو تا سپیدگان بی تردید، زانوی فتیله نلرزاند؟!

دریغا، فاصله ایست میان آب و سراب،
یک دست بنای اشاره و
یک دست مزار خواب.

سید علی صالحی

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 5:53 AM توسط ITStart.
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387
کظم غیظ و کاسپراسکای
ویروس کظم غیظ مدتی هست که منتشر شده و به سرعت در حال گسترش هست. کامپیوتر مورد استفاده ی من هم آلوده کرده که تقریبا کارایی سیستم را کاملا مختل کرده است.
متاسفانه راه حل خوبی برای از بین بردن آن پیدا نکردم، راه حل های پیشنهادی هم جواب نمی دهند. IT Line پیشنهاد کرده بود که از آنتی ویروسی که سازنده خود ویروس ارائه کرده استفاده کنم، که آن هم جواب نداد. کظم غیظ جلو نصب آنتی ویروس جدید را میگره و از انجایی که به علت مهم بودن اطلاعات روی هارد نمی تونستم کل هارد را Fdisk کنم به دنبال راه بهتری می گشتم که با صحنه زیر مواجه شدم، قضاوت در مورد بهترین آنتی ویروس دنیا با خود شما



اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 4:22 PM توسط ITStart.
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
استفاده‌های عجیب و غیر معمول توییتر
از اونجا که تعداد عاشقان، سینه چاکان و مشتاقان توییتر هم‌چنان روز به روز در حال بالاتر رفتنه. نویسنده‌ی وبلاگ Daily Bits زحمت کشیده و 5 استفاده‌ی جالب و غیر معمول توییتر رو توضیح داده. مطللب جالبیه که من یکی دو موردش رو می‌نویسم. بقیه‌اش هم اگر جنابعالی مشتاق بودین میرین کاملش رو می‌خونین!توییتر
استفاده‌های غیر معمول توییتر:
1-نجات از زندان!: ایشون می‌فرمایند که یه خبرنگار انگلیسی فضول توی مصر بوده که داشته از مسائل ضد دولتی عکس و خبر تهیه می‌کرده که توسط حضرات پلیس جلب می‌شه. این آقای خبرنگار فضول که خیلی وقت کمی داشته فقط فرصت می‌کنه کلمه Arrested ((به معنی دستگیر شدن)) را از طریق گوشی موبایلش توییت کنه. و به محض رسیدن همین یک کلمه ناقابل به توییتر دوست و آشنا و رفیق و ننه بابا بوده که به دنبال آقای خبرنگار می‌گرده و سریع براش یه وکیل درست و حسابی می‌گیرن و یا علی مدد طرف از زندون در میاد.

2- نوشتن کتاب: اونجوری که این بنده خدا نوشته. توی ژاپن بازار کتابای هایکو شدیدا داغه. یعنی یه بنده‌خدایی مثلا هر روز عصر که از سر کار بر می‌گرده یه جمله‌ای از خودش در می‌کنه. بعدشم این جمله‌ها رو جمع می‌کنه و بعدشم کتاب و فروش و .... . مثلا پارسال از ده کتاب برتر ادبی ژاپن ظاهرا 5 تاش هایکو بوده؟! حالا خودتون انصاف بدین کجا بهتر از توییتر برای در کردن این جملات خوشگل مشگل از خودتون پیدا می‌کنین. بعدشم که مثل آب خوردن آرشیوتون رو می‌کشین بیرون و بعد هم فرت و فرت کتاب چاپ کن!

برای این جانب همین دو موردش بسیار جالب بود که برایتان نگاشتم. حالا شما دو راه دارید:
1- تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
2-تو خود برو حدیث مفصلش را این‌جا بخوان!
اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 4:1 PM توسط ITStart.
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
بدون شرح!

  نهج البلاغه علی(ع) - سخنان قصار- شماره 37:

 

و آن حضرت در وقت رفتن به شام كه كشاورزان شهر انبار با ديدن حضرت به نشانه احترام از اسبها پياده شده و پيشاپيش آن بزرگوار دويدند، فرمود: اين چه عملى بود از شما سر زد؟! گفتند: برنامه اى است كه با آن سران خود را بزرگ مى شماريم. فرمود:

به خدا قسم زمامداران شما از اين كار سود نمى برند، و شما با اين عمل در دنيا به مشقت مى افتيد، و در آخرت دچار بدبختى مى شويد. و چه خسارتبار است مشقتى كه به دنبال آن كيفر الهى است، و چه سودمند است آسايشى كه به همراه آن ايمنى از آتش جهنم است!

 

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 8:2 PM توسط ITStart.
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
شیراز مفتخر!
دارم در شهر می‌چرخم که آگهی را می‌بینم. درست مرکز شهر. درست تقاطع ستاد به پارامونت. به یکباره برق از سرم می‌پرد. درست می‌بینم؟ آگهی دست نوشته واقعا همان است که می‌بینم؟! کلیه اهدا می‌شود گروه خونی O+  فوری!


 دارم بر‌می‌گردم خوابگاه این تنها آگهیی نیست که توجه را جلب می‌کند. دارم می‌رسم به چهار راه زند. شروع می‌کنم به شمردن. تنها یک سوی خیابان. یک، دو، سه، چهار ... . سرفضل‌آباد است باید پیاده شوم. آگهی ها همه می گویند کسی به شیراز می آید! 30 تا بیلبورد و پلاکارد بزرگ و رنگی تنها یک سمت خیابان تنها قسمتی از شهر. شاید مردی باید کلیه‌اش را بفروشد تا ... .

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 11:57 PM توسط ITStart.
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
مبارک!
خانه ی وبی عزیزم! تولد دو روز پیشت مبارک! همین!

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 11:21 AM توسط ITStart.
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
عطر سنبل عطر کاج و درد دل های نویسنده

«عطر سنبل عطر کاج» ترجمه کتاب Funny in Farsi نوشته فیروزه جزایری دوما که مجموعه­ای از خاطرات نویسنده است (تقریبا) که از هفت سالگی به خاطر شغل پدر از ایران-آبادان به آمریکا مهاجرت کرده برای همیشه ساکن آمریکا می­شود. سرتاسر کتاب ماجراهای جالبی را تعریف می­کند که برای فیروزه و خانواده­اش در آمریکا رخ داده است و قلم نویسنده به آن رنگ و بوی طنز بخشیده است.

این کتاب در دو سال اخیر یکی از پرفروش­ترین کتاب­های آمریکا بوده و توانسته به خود را به عنوان یکی از برندگان جایزه تربر، معتبرترین جایزه کتاب­های طنز آمریکا معرفی کند. (زندگی ایرانی­ها میشه طنز بقیه J)
به دنبال اطلاعاتی در مورد نویسنده کتاب می­گشتم که متن گفتگوی فیروزه جزایری را با خالد حسینی نویسنده کتاب بادبادک­باز و هزاران خورشید درخشان را دیدم. بخشی از صحبت­های خانم جزایری که برای خودم جالب بود را انتخاب کردم که در ادامه می­بینید. در این گفتگو که در رستوران افغانی­ها با نام کابل صورت گرفته علاوه بر فیروزه جزایری و خالد حسینی، فرانسوا همسر فرانسوی فیروزه و رویا همسر خالد حضور داشتند.

- فیروزه خوش را آدم شوخی میدونه، خاطره­ای را تعریف میکنه­ میگه بعد از عمل سزارینی که برای تولد اولین فرزندش داشته دکتر جراح میاد بالای سرش و از اون می­پرسه که آیا می­خواد جفت جنین نوزادش را ببینه در جواب میگه: «نه، قبلا یک دفعه از تلویزیون دیده» و این حرف اون باعث خنده دکتر و پرستارهای اطرافش میشه.

- فیروزه اطلاع داره که قانون کپی رایت داخل ایران نقض میشه و ممکن است کتاب یک نویسنده بدون اطلاعش ترجمه بشه، از این بابت نگران بوده و می ترسیده که کتابش را بد ترجمه کنند. فیروزه میگه مترجم کتابش را پیدا کرده و با اون صحبت کرده. ترجمه کتاب 6 ماه طول کشیده و بعد با سانسور بعضی قسمت­ها و حذف بخش آخر داستان مجوز می­گیره میگه: ما کلی خوش شانس بودیم، اون میدونه که ترجمه کتاب اولیس (نوشته James Joyce) 17 ساله که به به انتظار مجوز نشسته، از این که بخش آخر کتابش را حذف کردن خیلی ناراحته، چکیده کتابش را در فصل آخر جمع کرده بوده، به نظر او این از مشکلات زندگی تحت یک حکومت اسلامی است.

- از واکنش مردم داخل ایران به کتابش خبر نداره (در زمان انجام مصاحبه تازه این کتاب در ایران توزیع شده بود) ولی میگه ایرانی­های مقیم آمریکا واقعا دوسش دارن و از این­که واقعیت زندگی ایرانیان را به جهان نشان داده ازش تشکر می کنن، بیش­تر غربی­ها فکر می­کنن مردم ایران و کلا خاورمیانه در طول زندگی فقط در مورد سیاست ودین فکر می­کنن، و از اینکه چیزه دیگه را نشون خوشحالند.

- فیروزه در مورد کار فعلی­اش میگه که فعلا مشغول ویرایش یک کتاب درباره­ی تاثیر 11 سپتامبر بر 10 شخص از مؤسسه بین­المللی برکلی است و ستون طنز کوچکی هم در روزنامه­ی نیویورک تایمز داره. فیروزه میگه تنم برای نوشتن کتاب بعدیم میخاره، ایده­ی اون را هم در ذهن دارم فقط دنبال فرصت مناسبی می­گردم که چیزی را که در سر دارم بیارم روی کاغذ.

- فیروزه میگه بزرگترین مشکلش به عنوان یک ایرانی در آمریکا اینه که مردم از آمریکا به جز آن­چه در اخبار می­بینن اطلاعاتی در مورد ایران ندارن. سیایت خاورمیانه را تاریک کرده و من قصد دارم با نوشته­هام اون را روشن کنم. وقتی توی مدرسه از دانش­آموزها در مورد خاورمیانه می­پرسم همه میگن جنگ، تروریسم، همان طور که ممکنه با شنیدن نام آمریکا به یاد Ku Klux Klan (سازمان سری ضد سیاهپوستان آمریکا) بیفتند. اگر ما بررسی کنیم حتما متوجه میشم که اشتراکاتمون خیلی بیش­تر از اختلافاتمونه .

پ.ن1: حالا گذشته از حرف، کتاب را حتما بخونین ارزشش را داره، کلی میخندین.

پ.ن2: خدا رو شکر سال 86 هم داره شرش را کم می­کنه، بدترین سال عمرم بود خدا کنه اوضاع اینجوری نمونه، من که امید دارم به قول لیلا فروهر که میگه: شاید فردامون باشه بهشت، ما هم میگیم شاید

پ.ن3: داش موسی زیارت قبول سلام ما را به امام رضا برسون، درسته که دیگه از دین و ایمونمون چیزی نمونده ولی هنوز مشهد و امام رضاشو دوست دارم.

سال نو پیشاپیش مبارک

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 0:55 AM توسط ITStart.
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386
CD و DVD هایتان را رایگان رایت کنید!
از آن‌جا که بر وبچز IT نویس شروع به معرفی نرم‌افزارهای رایگان کرده‌اند تا ما ایرانی‌ها هم کمتر نرم‌افزار بدزدیم و در راستای اعلام پایگی با این رفقا ما هم امروز یک نرم افزار رایگان برای رایت کردن انواع CD ها و DVD های شما معرفی می‌کنیم.BURN Aware رایت CD و DVD

نرم‌افزار رایگان BurnAware به شما کمک می‌کند که انواع نیازهای خود برای رایت سی‌دی و دی‌وی‌دی را برآورده کنید. به عنوان مثال شما می‌توانید CD ‌های صوتی، ویدئو سی‌دی‌ها و هم‌چنین سی‌دی و دی‌‌وی‌دی‌ های معمولی شامل Data را به وسیله‌ی این نرم‌افزار رایت کنید.نکته‌ی قابل توجه این نرم‌افزار این است که علاوه بر رایت CD و DVD می‌توانید با این نرم‌افزار HD_DVD و BLue-Ray نیز رایت کنید. با این نرم‌افزار قابلیت image گرفتن و رایت image ها نیز برای شما فراهم می‌شود.
به طور خلاصه بدون زحمت پیدا کردن کرک و با خیال آسوده این نرم‌افزار رایگان را نصب کنبد و لذتش را ببرید.

[ + دانلود نرم افزار رایگان Burn Aware با حجم 4.4 مگا بایت ]

[ + منبع: life hacker ]

 

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 2:49 AM توسط ITStart.
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
دلتنگی...
خیلی احساس دلتنگی می کرد، زود به زود زنگ می زد، نامه هایش را بلندتر می نوشت و به قول خودش طومار می نگاشت. از وقتی زنش هم مرده بود دیگر خیلی تنها شده بود، در غربت کسی را نداشت، هر دفعه که زنگ می زد با همه احوالپرسی می کرد، از نخلستان می پرسید، سراغ باغ انار را می گرفت، نام تک تک همسایه ها را می برد، خیلی از آن ها دیگر نبودند، باغ انار هم دیگر نبود، دایی جان 25 سال پیش رفته بود و خودش را آواره کرده بود، در کودکی همبازی بابا بوده، فامیل هم بوده اند، در فایل آن قدر از او تعریف کرده بودند که من هم می شناختمش، حتی مخفیانه به او افتخار هم می کردم. درست است که اشتباه کرده بود ولی آدم که نکشته بود. خودش هم می گفت که دیگر آن جا نمی رود. دلم به حالش می سوخت، برایش دعا می کردم.
دیروز از اداره با ما تماس گرفتند، گفتند به او بگوییم که بیاید، همه خوشحال شدند، برادرم هورا کشید، نمی دانم چرا خودشان به او نگفتند، شاید مصلحتی در کار بوده است، مهم این است که می آید.
به دایی جان زنگ زدیم موضوع را به گفتیم، فکر می کردم او خیلی خوشحال خواهد شد، اما او به بابا گفت نمی تواند بیاید، گوشی را گرفتم تا بیش تر اصرار کنم، او گفت او نیز بسیار دلتنگ من است ولی دیگر به آن جا عادت کرده است.

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 10:11 AM توسط ITStart.
شنبه سیزدهم بهمن 1386
مشکل اسم آزادی است
از بچگی به این سرودهای انقلابی علاقه داشتم، هم از ریتم مارش گونه شان خوشم می آمد، هم از شعرهای حماسی شان.
به لاله در خون خفته... شهید دست از جان شسته... قسم به فریاد آخر... به اشک لرزان مادر... به این شهید افتخار می کردم. برایم جالب بود که از این آهنگ ها بیش تر بدانم، سراغ اینترنت میروم، نتایج جالبی است، شوقم بیش تر می شود، اسفندیار منفرد زاده به یمن پیروزی بر کفر و رسیدن آزادی با تلاش مثال زدنی و بدون داشتن ارکستر و به تنهایی تمام سازها و آهنگ های سرود «بهاران خجسته باد» را می نوازد و خود و همسرش می خوانند، اسفندیار الان آن ور آب است، وبلاگ مینویسد.
دانشجویان در 18 تیر «همه بپیش» را هم با هم می خواندند، این یکی کار زنده یاد مجتبی میرزاده است، با خود می گویم بد نیست این آهنگ را بگیرم، آوینی دات کام این آهنگ را برای دانلود گذاشته است.
به همراه آهنگ خودم هم زمزمه اش می کنم، همه به پیش... به یک صدا... جاویدان ایران عزیز ما...
من اشتباه میکنم؟ آهنگ کامل نیست؟ یک بار دیگر آهنگ را پخش می کنم و به آن دقت می کنم، درست است، قسم به اسم آزادی... به لحظه ای که جان دادی... حذف شده است، آهنگ را سانسور کرده اند.
اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 11:27 AM توسط ITStart.
جمعه دوازدهم بهمن 1386
12 بهمن 57 به روایت لینک
۲۹ سال از آن روزها می‌گذرد. نظرات در مورد انقلاب و نظام مختلف است اما به گمانم کسی نباشد که بتواند بگوید بدون امام خمینی هم می‌شد انقلاب کرد.

 

+ رویدادهای 12 بهمن 57 - نواندیش

+الف: متن کامل سخنرانی امام در 12 بهمن (+ فایل صوتی)

+بچه‌های قلم: انقلاب اسلامی ایران به روایت صفحات روزنامه اطلاعات 9 الی 23 بهمن 1357

+ خبرگزاری فارس: خاطرات ناطق نوري از ورود امام به ميهن در 12 بهمن 57

+ یک آرشیو جالب و نسبتا کامل از سرودهای انقلابی

+ فیلم سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 11:12 AM توسط ITStart.
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
دنیا را بد ساخته اند
هر چند تلخ است ولی واقعیت دارد: «از دل برود هر آنکه از دیده برفت»
اما حکایت واقعی تلخ تر آن که: «فاصله ای بین عشق و نفرت وجود ندارد»
تا همین دیروز تمامی خوبی ها را در روی یار می دیدی الهه پاکی و الهه زیبایی با هم جمع شده بودند، قبله ات به سمت کوی یار چرخیده بود که به یکباره آن بت بزرگ در ذهنت فرو میریزد و محبتش به تنفر می شود، صدای دلنوازش آزارت میدهد و آن خدای نازنینت الهه جنگ و نفرت لقب می گیرد، آنچنانکه گویی در آسمان بختت اختران منحوس مجلس کرده اند.
اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 12:51 PM توسط ITStart.
شنبه پانزدهم دی 1386
جوابیه احسان
1- منم هنوز زنده ام، از این بابتم خیلی متاسفم.
2- چند روزی رفته بودم خونه، تا به قول مامانم یه بادی بخوره توی اون سرم بلکه آدم بشم، خوب بود (جای همگی خالی) کلی به خودم انرژی مثبت دادم، به خودم امید دادم گفتم باید بخونم واسه ارشد، به خودم گفتم خیلی ارزش این را ندارن که بخوای به خاطرشون خودت را عذاب بدی و... ولی اینجور که حس می کنم دوباره دارم خراب می شم، مثل اینه که آب و هوای شیراز علاوه بر اون تاثیری که آقا موسی گفت واسه من دیوانه کننده هم هست.
3- بر خلاف چیزی که داداشٍ بزرگم آقا موسی میگه، خیلی هم می خوام اینجا بنویسم، من این IT Start را خلی دوسش دارم حتی از سایه روشن بیشتر، یه چند مدتی (مثل خود آقا موسی) ننوشتم. البته یه جای دیگه داشتم واسه یه نفر دیگه می نوشتم ، آخه خودش خواسته بود ولی دیگه سعی می کنم این کار رو نمی کنم.
4- امروز رفتم پیش خانم بیگی تا ازش بخوام که نامه مشروطی احتمالیم را برای خانه نفرسته، بهش گفتم میان ترمام را به وضع بدی گند زدم، بهش گفتم ترم هفتم مشروطی توی تحصیلم تاثیری نداره ولی دوست ندارم، با این نامه بابام که خیلی دوسم داره (منم خیلی دوسش دارم) را ناراحت بشه، خانم بیگی هم گفت نه نمی شه، مسئولیت داره، منم گفتم، ممنون خداحافظ. درسم را می خونم امید خدا.
5- این ترم خیلی به خودم عذاب دادم،
بزرگترین آرزوم مرگ بود از این بابتم از خودم عذر خواهی می کنم ولی چیکار کنم دست خودم نیست، اینجوری بزرگ شدم.

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 10:36 AM توسط ITStart.
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
ده تاییاش!
1- ما هنوز زنده‌ایم.
2-فکر کنم احسان دیگه دوس نداره این‌جا بنویسه! اصلا به من چه من که دوس دارم!
3- احسان یه جای دیگه می‌نویسه! این روزا هم بد جوری خوره‌ی Face Book شده. الآنم رفته بافق.
4-‌اینا رو دارم ساعت 5:15 صبح می‌نویسم احتمالا وقتی پستشون می‌کنم ظهر خواهد بود و سر راه رفتنم به سلف این خزعبلات رو هم می‌چپونم تو وبلاگ!
5- امتحانا داره شروع میشه باید درس بخونم. ولی از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون که در هوای شیراز یک صفتی به ادم دست میده به نام ... گشادی که نمیذاره آدم زیاد به خودش فشار بیاره!
6-امشب(وقتی این پست منتشر میشه باید بگم دیشب) فیلم rumor has it رو دیدم. تنها دلیلم هم واسه دیدنش بازی کردن خانم جنیفر انیستن توش بود. آخر دلیل قانع کننده!
7- هر چی منتظر شدم اذان صبح نگفتن اگه من نماز نخونده خوابم رفت دیگه به من ربطی نداره تقصیر خود خداست!
8- زمستونای شیراز نصف شبی تخم مرغ، رب با نارنج خیلی می‌چسبه. میگی نه امتحان کن معتاد میشی.
9-از سقف توالت خوابگاه شما هم مخلوط ان و شاش طبقه بالاییا چکه می‌کنه؟! در صورت مثبت بودن جواب چه راه حلی به کار می‌برید!(بعد از 4 سال هنوز راه حل مناسبی پیشنهاد نشده!)
10- مثل این که دارن قرآن می‌خونن بالاخره انگار قصد دارن اذان صبحه رو بگن. میخوابیم تا ظهر که جهت up نمودن خدمتتون برسیم!
اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 3:29 PM توسط ITStart.
جمعه دوم آذر 1386
تصاویرتان را دسته‌ای به فلیکر بفرستید
یاهو دیروز ورِژن جدید نرم‌افزار آپلود عکس خود را برای فلیکر ارائه داد. ورژن 3.0 این نرم‌افزار به شما اجازه flickr uploaderمی‌دهد تا دسته‌ای از تصاویرتان را به طور مستقیم از کامپیوترتان به فلیکر خود آپلود کنید.همچنین شما می‌توانید به آسانی عنوان، تگ،‌ و انواع تنظیمات PRivacy را بر روی تصاویر خود به صورت آفلاین انجام داده و سپس با آنلاین شدن آن‌ها را به راحتی به فلیکر بفرستید.
ورژن جدید اینم نرم ‌افزار نسبت به نسخه‌های پیشین خود پیشرفت خوبی داشته و این نسخه برای ویندوز و همچنین Mac ارائه شده است.
[+ لینک دانلود نسخه ویندوز ---- لینک دانلود نسخه Mac ]

 

 

اگر از این مطلب خوشتان آمده آن را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+لینک ثابت نوشته شده در 3:44 PM توسط ITStart.