نوروز ایرانیان ، فرخنده جشن زمین و آدمیان است و چه روزی زیباتر از این ؟ ( ارد بزرگ )

نوروزتان مبارک
نوروز ایرانیان ، فرخنده جشن زمین و آدمیان است و چه روزی زیباتر از این ؟ ( ارد بزرگ )

نوروزتان مبارک

بزرگترين توليدكننده گوشيهاي هوشمند جهان روز سهشنبه اعلام كرد بعلت كاهش تقاضاي جهاني براي گوشيهاي موبايل، نوكيا در ظرف چند ماه آينده 1700 نفر از كاركنان خود را در سرتاسر جهان اخراج خواهد نمود.
شركت نوكيا در ماه ژانويه اعلام كرده بود كه تصميم دارد هزينههاي خود را
در بخش كليدي گوشيهاي همراه كاهش داده و تا 700 ميليون يورو صرفهجوئي
نمايد.
اين شركت دليل اين تصميم خود را كاهش تقاضاي جهاني براي گوشيهاي همراه عنوان نموده بود.
به گزارش رويترز نوكيا روز سهشنبه اعلام كرد علاوه بر انجام صرفهجوئي در
بخش گوشيهاي همراه، تصميم گرفته است تا 1700 تن از كارمندان بخشهاي
بازاريابي، دفتر گسترش و توسعه، و بخش پشتيباني بينالمللي خود را نيز
اخراج نمايد.
در اين گزارش آمده است كه بيش از 700 شغل از اين تعداد تنها در فنلاند ميباشند.
نوكيا در گزارشات مالي خود در بازه ژانويه-مارس اعلام نمود كه ميزان درآمد
نسبت به سهم (EPS) اين شركت با سقوط به 0.08 يورو به پائينترين ميزان خود
از سه ماهه سوم سال 2001 تاكنون رسيده است.
اين شركت ميگويد به صرفهجوئيهاي خود در بخشهاي عملياتي ادامه خواهد
داد و در همين حين به ديگر بخشها و قسمتها نيز توجه خواهد نمود.
نوكيا ماه گذشته اعلام كرده بود كه به اولين يكهزار كارمندي كه داوطلبانه
اين شركت را ترك كنند بسته تشويقي ويژهاي را اعطا خواهد نمود.

وقتی سپاهیان خسته از راهی دراز به کنار رودخانه رسیدند پیکری آویخته بر تکه سنگی در میانه رودخانه دیدند .
او را که از آب بیرون کشیدند .
از دروازه مرگ بازگشته بود ...
چهار روز در میان آبهای رودخانه ایی مهیب و سیاه بر روی تکه سنگی که تنها می توانست سرش را از آب بیرون نهد ...
فردای آن روز سردار سپاه وقتی از او پرسید در این چهار روز به چگونه ماندن اندیشیدی و یا به چگونه مردن ؟ !
نگاهی به صورت مردانه سردار افکند و گفت تنها به این اندیشیدم که باید شما را ببینم و بگویم می خواهم سربازتان باشم .
می
گویند چهار روز پس از انتشار خبر کشته شدن نادر شاه افشار جنازه او را
یافتند در حالی که از غصه مرگ سردار بزرگ ایران زمین ، دق کرده بود .
آرمان او تنها خدمت به فرمانروای ایران زمین بود
و به سخن ارد بزرگ : آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .
و وقتی آرمان پرکشید دلیلی برای ماندن او نیز نبود...
یاسمین آتشی

کینه و بیگانگی بین دو برادر بر سر ارث پدر چند سالی بود که آنها را از یکدگر دور کرده و هر یک دیگری را متهم می کرد .
همسران آنها خسته از این دشمنی ، به پیش کدخدای پیر روستا رفته و داستان را باز گفتند .
کدخدا دو برادر را خواست و سکوت پیشه کرد دو برادر به موهای سفید او می نگریستند و در دل می گفتند چه شده که او ما را خواسته است .
پیر جهان دیده نگاهی به آن دو کرد و گفت : یادگار پدر مایه دوستی بیشتر است نه قهر و دشمنی .
دو
برادر سر فرود آوردند می دانستند هر چه بگویند در نهایت او می تواند
براحتی پی به نهان اندیشه آنان ببرد . روی یکدیگر را بوسیدند و دست در دست
یکدیگر از خانه کدخدا بیرون آمدند .
به سخن ارد بزرگ : گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد .
باشد که قدر ریش سفیدان و پیران خود را بدانیم و بزرگشان داریم .
یاسمین آتشی



در سال 1302 هجری شمسی، نیروی دریایی ایران به طور رسمی مجدداً تاسیس گردید دانشجویانی در سال 1306 جهت تحصیل علوم دریایی به ایتالیا اعزام گردیدند و چند فروند ناو جهت ساخت به ایتالیا سفارش گردید. در سال 1311 ناوهای اول ببر، پلنگ، سیمرغ و کرکس تحت فرماندهی ناخدا بایندر از طریق کانال سوئز، دریای سرخ، اقیانوس هند و دریای عمان عازم خلیج فارس شدند ودر 14 آبان 1311 در بوشهر لنگر انداختند و با خرید یک حوض شناور 6000 تنی جهت تعمیرات زیرآبی و ایجاد آموزشگاه درجه داری و پایگاههای دریایی، نیروی دریایی یگانهای خود را در دریای مازندران توسعه داد.
تا قبل از جنگ دوم
جهانی، نیروی دریایی در شمال دارای تعمیرگاه و ناوچههای بابلسر، سفیدرود،
گرگان، نهنگ، رامسر، نوشهر و شهسوار و قایقهای کوچک آتش نشانی بود ودر
جنوب دارای ستاد فرماندهی، آموزشگاه مهناوی، کشتی یدک بر، حوض شناور،
تعمیرگاه ثابت و متحرک، دو فروند نفت کش، بنگاه فانوسهای دریایی، مرکز
تدارکات بنادر و اداره بندری بندر شاهپور سابق و ناوهای ببر، پلنگ، شهباز،
سیمرغ، کرکس، شاهرخ، دو گروهان نیروی آبخاکی، ناوچههای شاهین، چلچله،
کارون، کهف و ناوچههای راهنما و ناوچههای شماره 1 الی 10 بود.
در سوم
شهریور 1320 در یورش متفقین به ایران، نیروی دریایی مقاومت قهرمانانهای
ازخود نشان داد که منجر به غرق شدن ناوهای ببر و پلنگ وتعدادی از ناوچهها
وشهادت دریابان بایندر فرمانده نیروی دریایی و 600 نفر از افسران، درجه
داران و ناویان گردید.نامدارانی که با تلاش خود برای حفاظت از آبهای این
مرز و بوم جاودانه شدند.به مانند این جمله ارد بزرگ :نامداران ابتدا از
نام خویش گذشته اند .
در سال 1325 بعد از جنگ جهانی دوم و ملاقات
سران متفقین در تهران و شناسایی ایران به عنوان پل پیروزی، دو فروند ناو
به منظور غرامت ببر و پلنگ به ایران داده شد ونیروی دریایی ایران با داشتن
ناوهای شاهرخ، شهباز، سیمرغ، کرکس و چند فروند یدک کش به همراه باقی مانده
کارکنان مجدداً پا گرفت. با افزایش درآمدهای نفتی ایران و عضو شدن ایران
در پیمان سنتور، پاسداری از خلیج فارس و دریای عمان وشمال اقیانوس هند به
ایران سپرده شد. نیروی دریایی به سرعت توسعه یافت و دانشجویان دریایی به
اقصی نقاط دنیا اعزام گردیدند.
در دهه های 40 و 50 نیروی دریایی ایران
دارای سه فروند ناوشکن سنگین موشک انداز، هوادریا متشکل از بالگردهای ضد
سطحی، ضد زیر دریایی، مین روب و هواناوهای پیشرفته، ناوهای مین روب،
دوازده فروند ناوچه موشک انداز، ناوگان عظیم آبخاکی و لجستیکی و
پایگاههای عمده در بندرعباس، بوشهر، خارک، چابهار و خرمشهر شده و به
تشکیل یگانهای تفنگدار و تکاور دریایی اقدام و مراکز آموزشی در سواحل
دریای مازندران ایجاد و بزرگترین مرکز کارخانجات و تعمیرات کشتی با
حوضهای خشک وشناور در بندر عباس ایجاد گردید.
نیروی دریایی ایران پس از انقلاب اسلامی
با
پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، تحول عظیمی در نیروی دریایی ایجاد
و در راستای خود کفایی آموزشی، اعزام دانشجو به صورت همگانی به خارج از
کشور متوقف و دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) با چهار دانشکده ناوبری
و فرماندهی کشتی، مهندسی برق و الکترونیک و مخابرات دریایی، مهندسی مکانیک
دریایی و رشته مدیرت و کمیسر دریایی تاسیس گردید.مراکز آموزشهای تخصصی در
انزلی و رشت توسعه یافتند و دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی دریای پا گرفت.

با شروع جنگ تحمیلی، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هرگز در مقابل تهاجم نیروهای عراق غافلگیر نگردید بلکه در هفتم آذر ماه 1359 با عملیات بزرگ شناور رزمی عراق و انهدام سکوهای نفتی البکر و الامیه و محاصره کامل دریایی بنادر بصره، فاو و ام القصر و محروم نمودن کامل و تا پایان جنگ به نبرد با هواپیما و بالگردهای دشمن در دریا پرداخت و در مدت هشت سال جنگ تحمیلی، نیروی دریایی ده هزار فروند کشتی تجاری را به بنادر ایران اسکورت نمود که در این بین تنها چند صد فروند آنها مورد اصابت موشکهای هواپیمای دشمن قرار گرفتند که کارنامه بسیار درخشانی در جنگهای دریایی قلمداد میگردد و از سویی امنیت خطوط مواصلات دریایی خلیج فارس، دریای عمان و شمال اقیانوس هند را همواره برقرار نمود.
در 29 فروردین 1367، ناوگان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در نبردی نابرابر با نیروهای دریایی و هوایی آمریکا در خلیج فارس شرکت نمود که هر چند به غرق شدن ناوشکن سهند و ناوچه جوشن انجامید ولی ضرباتی که نیروی دریایی آمریکا متحمل گردید(از جمله اصابت مین به ناوشکن ساموئل بی رابرتز، غرق شدن یک فروند کشتی لجستیکی و سرنگونی یک فروند بالگرد آمریکایی) در نبردهای منطقهای کم سابقه بوده است.

یک مقام ارشد بریتانیایی، در مورد آنچه که به عقیده وی «گفت و گوهای پشت پرده» نام دارد، ادعاهای جدیدی را مطرح نموده است.
گرچه ادعاها و سخنان دروغ این آقایان تازگی ندارد اما چیزی که بیشتر آزار دهنده است حمایت عده ای ایرانی تحت عنوان بی بی سی فارسی زبان از آنهاست.

رسانه ای که در عمل آنچه را که نشان نمیدهد اقتدار و پیشینه قوی ملت ایران است . ای کاش مسئولان این رسانه به گفته ارد بزرگ در مورد رسانه ها آگاهی داشتند نمی کردند با مردم ایران آنچه را که بیگانگان میکنند در ادامه فرگرد رسانه از سخنان ارد بزرگ را می آورم و در ادامه توجه شما را به خبر بی بی سی جلب میکنم :
ارد بزرگ :
رسانه می تواند
1- رسانه می تواند در کوتاه مدت موجب شجاعت و یا ترس همگانی گردد .
2- رسانه می تواند نشان دهنده فر و یا بیچاره گی یک کشور در گستره جهانی باشد .
3- رسانه می تواند ذهن مردم را آرام و یا دگرگون و در هم بریزد .
4- رسانه می تواند گزارش های دروغ و رویدادهای غیر مستند را هم در میان اخبار درست به خورد آدمیان دهد .
5- رسانه می تواند با بستر سازی سیاه ، موج های همگانی ایجاد نموده و برای کسانی اسباب رشد یک شبه را فراهم سازد .
6- رسانه می تواند اموری همانند مراسم های سنتی و یا بزم های همگانی را کاهش و یا گسترش دهد .
7- رسانه می تواند در کوتاه مدت ابله ترین آدمیان را روشنفکر و روشنفکران را خانه نشین بنماید .
8- رسانه می تواند ابزاری باشد برای همبستگی و یا جدایی طلبی در یک کشور .
9- رسانه می تواند موجب افزایش آگاهی های شهروندی گردد .
رسانه نمی تواند
1- رسانه نمی تواند عشق و خواست های میهنی مردم را نابود و یا حتی سبک بشمارد .
2- رسانه نمی تواند برای همیشه اسطوره ها و بزرگان یک کشور را نادیده بگیرد .
3- رسانه نمی تواند در بلند مدت ، راستی حقیقتی را پنهان و دروغی را راست جلوه دهد .
4- رسانه نمی تواند برای همیشه آدمهای ناشایست را شایسته جلوه دهد.
5- رسانه نمی تواند یک خواست همگانی را برای همیشه کم اهمیت جلوه دهد .
6- رسانه نمی تواند خواهان پس رفت خواسته های مردمی باشد .
7- رسانه نمی تواند گریزگاهی برای سردمداران یک کشور به خاطر انجام ندادن درست کارهای آنان باشد .
8- رسانه نمی تواند خشونت و بخشش بی اندازه از خزانه کشور را توجیه کند .
9- رسانه نمی تواند خودکامگی و پستی هیچ گروه و دسته ایی را پنهان سازد و سعی برای انجام آن رسوایی به بار می آورد .

به
گزارش «شفاف» و به نقل از بی بی سی، در یک برنامه مستند که قرار است شنبه
20 فوریه از شبکه 2 تلویزیون بی بی سی پخش شود، جان سوارز، نماینده
بریتانیا در سازمان ملل متحد از گفتگوهای پشت پرده بین ایران و غرب دم زده
و مدعی شده است که پیشنهادهای ایران در سال 2005 به اوج خود رسیده بود.
بنابراین
گزارش جان سوارز در برنامه بی بی سی مدعی می شود ایران در برابر پایان
دادن به حملات خود در عراق ! از غرب می خواهد از مخالفت با برنامه غنی
سازی اورانیوم ایران دست بردارد.
این در حالی است که جمهوری اسلامی
ایران بارها بر عدم دخالت در عراق تاکید نموده و حتی برخی گزارشهای
آمریکایی نیز این مسئله را تایید می نماید.
به ادعای سوارز، پیشنهاد این مذاکره در هتلی در لندن مطرح شد که با مخالفت بریتانیا مواجه شده است.
جان
سوارز در ادامه ادعاهایش می افزاید: «ایرانیانی بودند که به لندن می آمدند
و پیشنهاد صرف چای در یک هتل را می دادند. آنان همین کار را در پاریس و
برلین هم می کردند.»
جان سورز همچنین مدعی می شود که «ایرانی ها می
خواستند با ما به توافقی برسند که بر اساس آن به کشتن نیروهای ما در عراق
پایان دهند و در عوض مجاز باشند که برنامه هسته ای خود را دنبال کنند.
آنها می گفتند ما به کشته شدن شما در عراق و تضعیف روند سیاسی عراق پایان
می دهیم، شما هم به ما اجازه دهید برنامه هسته ای مان را بدون مزاحمت
دنبال کنیم.»

در ادامه برنامه بی بی سی، به این موضوع پرداخته می
شود که این ماجرا تنها یک مورد از الگوی معاملات پشت پرده با ایرانی هاست
که به نظر می رسد سابقه آن به سال 2001 برمی گردد. آگاهی از این تماس ها
در نتیجه مصاحبه با مقامات ایرانی و آمریکایی پس از حملات 11 سپتامبر است.
این اطلاعات نشان می دهد ایران برای سرنگون کردن طالبان و اخراج القاعده
از افغانستان، همکاری نزدیکی با آمریکا داشته و حتی دو کشور برای تعیین
دقیق هدف های نظامی جهت بمباران، اطلاعات محرمانه را فراهم می آوردند.
در
مورد عراق هم محمد خاتمی رئیس جمهوری اصلاح طلب ایران برای سرنگون کردن
صدام حسین پیشنهاد همکاری داده و چنین استدلال می کرد که رهبر عراق، دشمن
ایران هم هست.
ولی پس از آن که جورج بوش رئیس جمهوری سابق
آمریکا،ایران را بخشی از "محور شرارت" خواند، روابط ایران و آمریکا وخیم
تر شد و در نهایت مذاکراتی که به ابتکار اروپایی ها آغاز شده بود، به جایی
نرسید.
در این فیلم مستند، نیک برنز که تا سال گذشته میلادی مسئول
بخش ایران در وزارت امور خارجه آمریکا بود، می گوید سیاست آمریکا مبنی بر
سرسختی نشان دادن در برابر ایران هم بی نیتجه ماند.
نیک برنز می
گوید : "ما تغییر رژیم ( ایران) را توصیه می کردیم. برای سال ها ما موضع
بسیار تهدیدکننده ای در قبال ایران داشتیم که موجب هیچ جنبشی نشد."
بریجیت
کندال، گزارشگر بی بی سی در امور دیپلماتیک می گوید با وجود مجموعه مصاحبه
های قابل توجه، در این برنامه به چشم انداز بهبود احتمالی روابط ایران و
غرب پرداخته نشده و شکاف اساسی نیز به قوت خود باقی است: اینکه تمام
طراحان برنامه سیاسی ایران حتی محمد خاتمی اصلاح طلب، بر این نکته پافشاری
می کنند که ادامه برنامه هسته ای ایران بدون هیچ گونه مانعی، حق قانونی
ایران است.
گفتنی است مقامات جمهوری اسلامی ایران تاکنون انجام و
درخواست هرگونه مذاکره با آمریکا را تکذیب کرده اند. در این خصوص موضع
هماهنگ مسئولان ایرانی تغییر رفتار آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران
می باشد.
واکنش تهران به ادعای این مقام انگلیسی
سخنگوی
وزارت امورخارجه در واکنش به اظهارات نماینده بریتانیا در سازمان ملل
اظهار داشت:جمهوری اسلامی ایران از ابتدای جنگ در افغانستان و عراق برای
بازگشت صلح و ثبات و ایجاد آرامش در این کشور ها فعالیت داشته و در این
زمینه گفتگوها و همکاری های منظمی را با نیروهای بین المللی داشته است.
به
گزارش خبرگزاری مهر، حسن قشقاوی در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره اظهارات
جان ساورز تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران در سمینارها و کنفرانس های بین
المللی درخصوص افغانستان وعراق حضورفعال داشته ودائما بر ضرورت بازگشت صلح
و ثبات به این کشورها تاکید نموده است .
سخنگوی وزارت امور خارجه
جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد که مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ایران به
دفعات اظهار نموده اند که ایران هیچگونه دخالتی در حملات داخلی علیه
نیروهای آمریکایی و انگلیسی نداشته و هیچ قرائن و شواهدی نیز بر این
ادعاهای بی اساس وجود ندارد.

وقتی عاشق می شویم به نظر می رسد مغز ما طبیعی فعالیت
نمی کند . کف دستانمان عرق می کند ، نفسهایمان بند می آید ، به درستی نمی
توانیم فکر کنیم و احساسی شبیه به اینکه پروانه ای در دلمان پر میزند به
مادست می دهد. با این همه این احساس شگفت انگیز است . جرقه آن می تواند با
چیزی به سادگی دیدن چشم ها ، لمس کردن دست ها،شنیدن موسیقی یا خواندن
کتابی به وجود آید.
عامل ایجاد این تحریک، مولکول کوچکی موسوم به
فنیل اتیل آمین است.این مولکول همراه با دوپامین و نوراپی نفرین میتواند
یک حس نا معلوم ولی شادی آفرینی را که منجر به علاقه سیر ناپذیری می شود
ایجاد کند.ولی متاسفانه در اینجا محدودیت هایی به خاطر برخی بمباران
انتقال دهنده های عصبی ناشی از برخی پاسخ دهنده های کسل کننده وجود دارد.
فنیل اتیل آمین ماده ای شیمیایی طبیعی شبیه آمفتامین و دوپامین است که تجربه عالی عشق را برای ما فراهم می کند.
یعنی
وقتی این مولکول به کار بیفتد دیگر هیچ گریزی از عاشق شدن نیست به قول ارد
بزرگ :عشق چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز ، گاهی هوس
شنا در آن را می کنند . که البته الان متوجه شدیم که با وجود بودن مولکول
عشق در نهادآدمی این شنا کردن چندان هم بی علت نیست .

چیزی که
توصیف عشق را مشکل می کند تلنگرهای اولیه آن در قشر جلوی مغزاست که انسان
را قادر می سازد لذت بودن با شخصی خاص را ، حتی اگر تا آن زمان بک بار
بیشتر او را ملاقات نکرده باشد ، برای خود پیش بینی کند. اگر این تلنگرها
به اندازه کافی قوی باشند به آن ((حافظه آینده)) گویند که درگیر پاسخ به
جنگ و گریزهای قدیمی قسمت جلوی مغز و مسئول رفتارهای ناخواسته ای چون لکنت
زبان، عیاشی،لودگی و خنده های بلند به لطیفه های دیگران خواهد
بود.اندورفینها که ساختاری شبیه به مرفین دارند بیشتر به ماده ای که می
تواند در انسان احساس خوشی و شعف ایجاد کند شناخته شده اند. این مواد به
عشاق ، آرامش مشابهی می بخشد ولی نه در همان لحظات اول.
اندورفینها
در مراحل اولیه جذب با تحریک تک یاخته های خاصی در مغز میانی به شکل
کاتالیزگر عمل کرده و آمفتامین های طبیعی قوی یعنی دوپامین و فنیل اتیل
آمین را تحریک می کنند .آنها با فرمانهای خود در مغز فکر و خیال ها را
طراحی می کنند ، هر فکرو خیالی را !!!!

یه اتفاقی باعث شد تصمیم بگیرم در مورد دخترا واستون بگم. بله امروز تصمیم گرفتم یه کمی در مورد دخترا با هم حرف بزنیم. اما خوب شاید بپرسین در چه موردی در باره دخترا می خوام واستون بگم. در این پست می خوام در مورد شخصیت وقار و غرور دخترانه ارزشی که دخترای ما برای خودشون قائل میشن و متقابلاٌ دیگران برای آن ها. و در نهایت شایستگی های دختران ما بحث هایی داشته باشم.
شاید منو شما بارها شنیده باشیم که می گن تو جامعه ما برای
دخترا اون ارزش و احترامی که باید قائل بشن و اون نگاهی که جامعه به عنوان
یک انسان مفید و توانا و یک عضو موثر جامعه باید نسبت به دختران داشته
باشد ندارد.بارها دیدیم و شنیدیم که با دیدن یه دختر اغلب خصوصیات ظاهری و
نوع لباس و پوشش و............. اولین چیزیه که مورد توجه قرار داده میشه.
چرا باید اینوری باشه؟ مگر نه اینکه الان دخترای ما در زمینه های مختلف
تونستن پیشرفت خوبی داشته باشن؟ مگر نه اینکه تو خیلی از موارد از ما پسرا
هم جلو زدن و شایستگی های خودشونو نشون دادن؟ مگر تو همین کنکور بالای 65%
قبولی هر سال مربوط به دخترا نمیشه؟ مگر رتبه های اول کنکور امسال ما اغلب
دخترا نبودن؟ پس چرا بازم نتونستن خودشونو اونطوری ثابت کنن که بدون توجه
به جنسیت ها ارزش ها و شایستگی ها مورد توجه قرار بگیره؟ آیا دختران ما
خودشون مقصر اصلی این ماجرا نیستن؟ آیا اونا نباید نگرشی دوباره به خودشون
داشته باشن؟ چرا دختران ما نمی خوان قبل از دیگران خودشونو ببینن؟ آیا
نباید هر دختری خودش برای خود نگرشی قابل احترام و در خور شان یک دختر
ایرانی داشته باشه؟ که لازمه اولیه کسب اعتماد به نفس و رسیدن به قله
شایستگی اول دید نگرش و طرز فکر خود ماست. وقتی دختر ما برای خودش اون
ارزش و احترام و وقار دخترانه رو قائل نباشد چطور می تونیم انتظار داشته
باشیم جامعه با افراد و شخصیت های گوناگون این احترام و جایگاه والا رو
برای دختران ما قائل باشه؟ بله اگر شما دختر شایسته توقع داری و می خوای
جامعه بدون توجه به جنسیت تو به شایستگی های تو توجه کنه اول از همه خودت
توجه ات رو از ظواهر و زیبایی های دخترانت به سمت توانایی ها و شایستگی
های انسانی خود سوق بده. البته این به معنای بی توجهی به زیبایی های موجود
در دختران نیس که این طبیعت خلقت همه دختران است و لازمه دختر بودن
است.اما در آن حد که بدانیم آنچه که در نهایت میماند زیبایی نیست بلکه
رفتار سنجیده و خوی نیکو و اخلاق خوب است به قول ارد بزرگ اندیشمند معاصر
:زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست.
توجه به
زیبایی ها لباس ها و پوشش های زیبا و مدهای روز و غیره باید کنترل شده و
در حدی باشد که به وقار و شخصیت لازمه دخترها لطمه ای وارد نکند و باعث
انگشت نما شدن و پایین آمدن شان و منزلت دخترانه نشود. همانطور که همه ما
می دونیم هیچگاه این زیبایی ها نتوانسته از جایگاه خود فراتر رفته و باعث
بوجود آمدن توانایی ها و بروز استعداد ها بشود. البته شاید در مواردی خاص
و معدود مثل هنرپیشگی و خوانندگی این زیبایی ها بتونه به دخترا کمک کنه
ولی نه همه دخترای ما بازیگر هستن و نه همشون خوانندن.

پس هیچگاه برای دختر خانمی که سال ها درس خونده و کسب علم کرده تقلید از یک خواننده و هنرپیشه جایز و صحیح نیست این نه در چارچوب دین بلکه در چارچوب عقل و منطق به راحتی قابل درک و فهم است که به عنوان مثال بروز توانایی های یک مهندس کامپیوتر در گرو زیبایی و ظاهر شایسته نیس و هر چقدر هم زیبا باشد ولی نتواند دو تا برنامه ساده بنویسد و اجرا کند هیچگاه توانایی کسب احترام و رسیدن به قله موفقیت در زمینه کامپیوتر را ندارد. شاید این زیبایی برای بعضی ها باعث کسب اعتماد به نفس بشه. ولی این اعتماد به نفس دقیقا همان زهر شیرینی است که در کام دختران ما ریخته میشود. چون این اعتماد کاذب و منفی هیچ پشتوانه ای نداشته و مسلما توجه ای که در این زمینه به دختر ما میشود به خاطر خود او و شایستگی هایش نیس و فقط و فقط به خاطر نیات شوم گرگ های انسان نمای جامعه است که هیچگاه جز مقصود های پست و حیوانی خود به چیزی دیگر در مورد دختر بزک کرده و گمراه ما توجه ندارند. در این هنگام فقط قیافه و ظاهر و طرز لباس پوشیدن مد نظر نخواهد بود و رفتار و گفتار و طرز برخورد دختران ما نیز مواردی مهم و قابل توجه می باشند. رفتار دختر ما باید آنگونه باشد که هیچگاه به قول این دوره ای ها تابلو نشن. (توجه شود در این مطلب سعی شده به هیچ عنوان از دین و قرآن و خدا اسمی به میان نیاورم و فقط عقل و منطق قاضی محکمه ما و دخترای گرامی می باشند.)
نه از این ور بیوفتیم و اینقدر خشک رفتار کنیم که غیر قابل تحمل باشه و نه اونقدر جلف و سبک که وقارو سنگینی و غرور دخترانه لطمه ای ببیند. در رفتار خود با جنس مخالف باید به ارزش های نهان و آشکار موجود در خود پی برده و هیچگاه در مقابل جنس مخالف سستی و کمبودی از خود بروز ندهند. در سخن گفتن با جنس مخالف به هر عنوانی فراموش نکند که یک دختر است و نرمی و لطافت و بیان برخی احساسات حال چه قلبا و صادقانه و چه دروغی و ظاهری به هیچ عنوان شایسته و زیبا نیس. هیچگاه این که دختری در مقابل پسری نامحرم و بیگانه از کلمات محبت آمیز استفاده کند زیبا نیس و باعث تنزل جایگاه ویژه دختر ما میشود. این بیان احساسات و عواطف فقط باید برای کسی باشد که ایمان دارد ارزش و ظرفیت این گونه عزیز داشتن را دارد و به عنوان تنها کسی است که در تمام مراحل زندگی تنها یارو یاور ماست و این نه در ذهن و آرزوی ما بلکه باید در عین و واقعیت باشد. پس هیچگاه نباید با کسی هر چند که خیلی قلبا برای ما عزیز و دوس داشتنی است قبل از آنکه شریک و همراه ما در مسیر پر پیچ و خم زندگی شود ابراز احساسات و دوست داشتن کرد که خیلی وقت ها این دوست داشتن و احساس پاک و مقدس یک طرفه بوده و باعث از بین رفتن غرور و احترام و شخصیت دختران میشود. و گاهی اوقات با سوء استفاده افراد سودجو و فرصطلب باعث وارد شدن لطمات و ضربات جبران ناپذیر و غیر قابل بازگشتی بر پیکره زندگی دختر ما میشود. پس دختر ما هیچگاه نباید قدر و منزلت خود را آنقدر تنزل دهد که به هر کس و ناکسی ابراز عواطف کند و خود را ارزان بفروشد که باید بدانند اگر خود برای خود قدری والا قائل نشوند دیگران نیز هیچ ارزشی برای آن ها قائل نخواهند شد. از غرور و خودپسندی همه جا و در همه محافل به عنوان دو خصلت ناپسند انسانی یاد شده. ولی جالب است که بدانیم در مورد دختران غرور و خودپسندی تا حد کنترل شده و معقول لازم بوده و الزامی برای حفظ شخصیت و وقار و سنگینی دختران شایسته ماست. پس در پایان سخن کوتاه می کنم و امیدوارم دختران ما خود به توانایی ها و شایستگی های خود پی برده برای آن ارزش و احترام قائل شوند و به امید روزی که تفکرات غلط موجود در جامعه ما در مورد دختران با همت و تلاش خودشان و بروز شایستگی ها برداشته شده و دختران ما نیز بتوانند با حفظ ارزش های خود پا به پای مردان ما در جهت پیشرفت و موفقیت گام بردارند.و این سخن ارد بزرگ را ره توشه راه کنند که:زیباترین خوی زن ، نجابت اوست .


در مورد جدایی باید بگم شاید تنها کسی بتونه جدایی رو درک کنه که طعم تلخ اونو چشیده باشه. همه ما میدونیم انسان موجودیه اجتماعی که لازمه زندگی کردنش ارتباط با همنوعانشه. حالا بعضی وقتا این ارتباطا به دلایلی بیشتر میشه. مسلما این ارتباط با اعضای خانواده از همه بیشتر و اصلا از همونجا هم شروع میشه. از مادر و بعد پدر و همینطور خواهر و برادر ...........ولی با بزرگ تر شدن دامنه این ارتباطا هم بیشتر و بیشتر میشه و به جامعه کشیده میشه. مدرسه و محله و دانشگاه و ......... خوب تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته و نیاز ها برطرف شده. ولی ممکنه داشتن ارتباط زیاد و مداوم با همنوع باعث بوجود اومدن علاقه بشه. و به تدریج این علاقه ممکنه وابستگی هایی رو بوجود بیاره. همونطوری که به خانوادمون علاقه زیادی داریم و طبیعتا وابستگی بیشتر. شاید بعضی از شماها هم این رابطه رو با دوستانتون داشته باشین و علاقه و وابستگی شدیدی به دوستتون داشته باشین. طوری که فکر میکنین حتی یه لحظه هم نمی تونین بدون اون باشینو و دنیا و زندگی بی اون واستون معنی نداره. خوب حالا تو این شرایط فرض کنید طرف مقابل شما به هر دلیلی توانایی ادامه این ارتباط با شما رو نداشته باشه. و باید منتظر یه جدایی تلخ باشیم. دیگه هیچی واسمون معنی نمیده و نمی تونیم زیباییهای زندگی رو ببینیم.اون وقته که دلیلی برای زنده بودن نمی بینیم.افسرده میشیمو میشیم یه مرده متحرک و خیلی وقتا هم بهترین راه رو در خودکشی میدونیم مثه اون چیزایی که تو این سالهای اخیر دیدم آدمایی که تمام امید و آیندشونو در گرو بودن در کنار طرف مقابل میدیدن بعد از جدایی ( به هر دلیلی) اقدام به خود کشی می کنن. البته من فکر میکنم اگر ایمان قوی داشته باشیم هیچگاه به پوچی نمیرسیم و همیشه دلیلی واضح و روشن برای زنده بودن و ادامه زندگی داریم.به گفته ارد بزرگ :جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . خیلی وقتا شنیدین که میگن دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون. در مورد این جمله خیلی فکر کردم . هنوزم نمیدونم قبولش دارم یا نه. نمی خوام وارد جزییات بشم و بگم چرا جدایی بوجود اومده . میخوام صرفا به خود جدایی فکر کنم اونم به هر دلیلی. چه ما مقصر باشیم. چه طرف مقابلمون و چه هیچ کدوم و قضای روزگار و تقدیر خداوندی حکم به جدایی بده. نمی خوام بگم جدایی تلخ نیست چون طعمه تلخشو چشیدم و میدونم خیلی دردناکه.کجای کاریم؟ ما برای چی اومدیم؟ برای چی ارتباط برقرار کردیم؟ برای چی عاشق شدیم؟ اینا همش برای زندگیه .پس روی سخنم با اون جووناییه که با کوچکترین ناملایمت و فراقی در زندگی خودشونو میبازن. عزیزان جدایی سخته اما انسان برای مبارزه به این دنیا اومده نه تسلیم شدن.
پس سعی کنیم جوری زندگی کنیم که بتونیم هم برای خودمون وزنه محکم و استواری باشیم هم برای دیگران و با ناملایمتهای روزگار از راه خارج نشویم

برای اولین بار که شعر وطن سروده صادق آتشی رو خوندم خودم رو با اسطوره های ایران زمین همراه دیدم . به راستی کدام نقطه از این کره خاکی به مانند ایران پیشینیانی این چنین ماندگار دارد؟ به یاد این جمله ارد بزرگ افتادم که :اسطوره ها زاینده اند ! آنان برای فرزندان سرزمین خویش همواره امید به ارمغان می آورند .
تصویر اندیشمند میهن پرست معاصر ارد بزرگ
به راستی این شعر آیینه تمام نمای رشادتهای ایرانیان است و به شاعر آن تبریک میگویم که آنچنان مهر وطن دردل داشته که توانسته به زبان آورد به گفته ارد بزرگ :میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر .
شبی دل بود و دلدار خردمند
دل از دیدار دلبر شاد و خرسند
که با بانگ بنان و نام ایران
دو چشمم شد ز شور عشق گریان
چو دلبر شور اشک شوق را دید
به شیرینی زمن مستانه پرسید
بگو جانا که مفهوم وطن چیست
که بی مهرش دلی گر هست دل نیست
به زیر پرچم ایران نشستیم
و در را جز به روی عشق بستیم
به یمن عشق، درّ ناب سفتیم
و در وصف وطن اینگونه گفتم
وطن خاکی سراسر افتخار است
که از جمشید و از کی یادگار است
وطن یعنی نژاد آریایی
نجابت مهرورزی با صفایی
وطن خاک اشوزرتشت جاوید
که دل را می برد تا اوج خورشید
وطن یعنی اوستا خواندن دل
به آیین اهورا ماندن دل
وطن تیر و کمان آرش ماست
سیاوشهای غرق آتش ماست
وطن منشور آزادی کورش
شکوه جوشش خون سیاوش
وطن نقش و نگار تخت جمشید
شکوه روزگار تخت جمشید
وطن فردوسی و شهنامه اوست

که ایران زنده از هنگامه اوست
وطن آوای رخش و بانگ شبدیز

خروش رستم و گلبانگ پرویز
وطن شیرین خسرو پرور ماست
صدای تیشه افسونگر ماست
وطن چنگ است بر چنگ نکیسا
سرود باربدها خسرو آسا
وطن یعنی سرود رقص آتش
به استقبال نوروزی فره وش
وطن یعنی درختی ریشه در خاک
اصیل و سالم و پر بهره و پاک
وطن یعنی سرود پاک بودن
نگهبان تمام خاک بودن
وطن را لاله های سرنگون است
که از خون شهیدان لاله گون است

وطن شوش و چغارنبیل و کارون
ارس زاینده رود و موج جیهون
وطن خرم ز دین بابک پاک
که رنگین شد ز خونش چهره ی خاک
وطن یعقوب لیث آرد پدیدار
و یا نادر شه پیروز افشار
به یک روزش طلوع مازیار است
دگر روزش ابومسلم به کار است
وطن یعنی صفای روستایی
زلال چشمه های بی ریایی
وطن یعنی دو دست پینه بسته
به پای دار قالی ها نشسته
وطن یعنی هنر یعنی ظرافت
نقوش فرش در اوج لطافت
وطن در هی هی چوپان کرد است
که دل را تا بهشت عشق برده است
وطن یعنی تفنگ بختیاری
غرور ملی و دشمن شکاری
وطن یعنی بلوچ با صلابت
دلی عاشق نگاهی با مهابت
وطن یعنی خروش شروه خوانی
ز خاک پاک میهن دیده بانی
ز عطر خاک میهن گر شوی مست
کویر لوت ایران هم عزیز است
وطن یعنی بلندای دماوند
ز قهر ملتش ضحاک در بند
وطن یعنی سهند سرفرازی
چنان ستارخانش پاکبازی
مرا نقش وطن در جان جان است
همان نقشی که در نقش جهان است
وطن یعنی سخن یعنی خراسان
سرای جاودان عشق و عرفان
وطن گلواژه های شعر خیام
پیام پر فروغ پیر بسطام
وطن یعنی کمال الملک و عطار
یکی نقاش و آن یک محو دیدار
در این میهن دو سیمرغ است در سیر
یکی شهنامه دیگر منطق الطیر
یکی من را زدشمن می رها ند
یکی دل را به دلبر می رساند
خراسان است و نسل سر بداران
زجان بگذشتگان در راه ایران
وطن خون دل عین القضاتست
نیایشنامه پیر هراتست
وطن یعنی شفا قانون اشارات
خرد بنشسته در قلب عبارات
نظامی خوش سرود آن پیر کامل
زمین باشد تن و ایران ما دل))
وطن آوای جان شاعر ماست
صدای تار بابا طاهر ماست
اگر چه قلب طاهر را شکستند
و دستش را به مکر و حیله بستند
ولی ماییم و شعر سبز دلدار
دو بیت طاهر و هیهات بسیار
وطن یعنی تو و گنجینه راز
تفال از لسان الغیب شیراز
وطن آوای جان می پرستان
سخن از بوستان و از گلستان
وطن دارد سرود مثنوی را
زلال عشق پاک معنوی را
تو دانی مولوی از عشق لبریز
نشد جز با نگاه شمس تبریز
وطن یعنی سرود مهربانی
وطن یعنی شکوه همزبانی
وطن یعنی درفش کاویانی
سپید و سرخ و سبزی جاودانی
به پشت شیر خورشیدی درخشان
نشان قدرت و فرهنگ ایران
وطن شور و نشاط هستی ما
وطن میخانه ما مستی ما
وطن دار الفون میرزا تقی خان

شهید سرفراز فین کاشان
کنون ای هموطن ، ای جان جانان
بیا با ما بگو پاینده ایران


مرگ ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز انگلیسی فرصت دوباره ایی پیش آورد تا نگاهی دوباره و بدون تعصب و حب و بغض به اندیشه های او داشته باشیم . در میان نظریه پردازان معاصر سیاسی کمتر متفکری به اندازه ساموئل هانتینگتون در محیط فکری سیاسیون کشور ما تاثیرگذار بوده است. شاید او به اندازه ارد بزرگ متفکر و اندیشمند برجسته حال حاضر کشورمان نتوانست در بین نسل نوی ایرانی جای برای خود باز کند اما تاثیرات او بر سیاسیون ایران بسیار فراتر از حد تصور بود . البته این تاثیر در هیاهوی انکار و حملات تبلیغاتی علیه او مغفول مانده است در حالی که با کمی ژرف نگری در آرای او نشان می دهد که او بر گروه های فکری مختلف، بر جناح های سیاسی گوناگون و حتی بر تفکر مسلط تبلیغاتی در ایران موثر بوده و ردپای تفکر او را در حوزه های مختلف فکری و اندیشه ای می توان دید. هر چند گرداب تبلیغاتی ایجاد شده علیه عنوان یکی از نظریات او یعنی برخورد تمدن ها سبب شد که نظریه او، ناخوانده مورد تهاجم رسانه ای قرار گیرد و مصاحبه گران و مصاحبه شوندگان حرفه ای رسانه های دولتی، ناخوانده و نادانسته بر اندیشه ها و افکار او بتازند اما به هر حال وزن و اهمیت اندیشه او بر هیچ کس پوشیده نیست. حال به بهانه درگذشت او به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین نظریه پردازان قرن بیستم، جای آن است که نگاهی دوباره به برخی از اندیشه های او بیندازیم و در شرایطی که هیاهوی تبلیغاتی علیه نظریه برخورد تمدن ها فروکش کرده است، مجالی برای تامل بیشتر در مورد آن فراهم آوریم. حقیقت این است که برخورد تمدن ها در جامعه علمی و سیاسی ما به درستی خوانده نشد و خوانده نشده مورد لعن و نفرین قرار گرفت. مانند نظریه دموکراسی و سامان سیاسی او که خوب خوانده نشد و خام دستانه مبنای برخی از بازی های نظری و حتی راهبردهای سیاسی قرار گرفت. گرچه در این گفتار کوتاه مجال بحث تفصیلی و علمی درباره نظریات هانتینگتون در مورد دموکراسی و همچنین در مورد برخورد تمدن ها نیست ولی می توان به چند نکته که شاید وجود مغفول اندیشه او در ایران باشد، اشاره کرد. هانتینگتون شاید بیش از آنکه و پیش از آنکه نظریه پرداز برخورد تمدن ها باشد، تئوری پرداز دموکراسی است. از نظر او برای توسعه یافتگی و گریز از بحران های سیاسی و اجتماعی دموکراسی یک راه حل اساسی است. اما نمی توان دموکراسی را در مفهوم خام توسعه سیاسی خلاصه کرد. وجه مشترک دو کتاب اصلی او در این زمینه جداسازی مفهوم دموکراسی از توسعه سیاسی است زیرا شرایط متنوع حاکم بر جوامع مختلف و گوناگونی شرایط اجتماعی، مفهوم توسعه سیاسی را به یک معنی غیرقابل دسترس نموده و به عکس دموکراسی را به معیار اصلی تحول سیاسی بدل کرده است. بنابراین در مسیر تحول سیاسی دیگر به سختی بتوان از توسعه سیاسی سخن گفت بلکه به جای آن باید به سراغ معیارهای دموکراسی رفت؛ دموکراسی ای که با توجه به شرایط مختلف اجتماعی شکل ها و اندام های متفاوتی خواهد داشت. وجه دیگر سخن ناشنیده هانتینگتون، تغییر پارادایم و یا الگوی شناختی سیاست چه در عرصه های داخلی و چه در گستره جهانی است. او مدعی آن است که پارادایم جدیدی را برای فهم سیاست مطرح می کند. در الگوی شناختی جدید مورد نظر وی، فرهنگ به مهم ترین زمینه تقسیم بندی های جوامع انسانی و اصلی ترین زمینه عملکردهای سیاسی بدل می شود. به نظر او همان طور که در قرن نوزدهم میلادی، دوران دولت های سنتی و اشرافی به پایان رسید و زمان محوریت دولت- ملت ها به عنوان بازیگران اصلی صحنه جهانی فرارسید، در پایان قرن بیستم نیز زمان محوریت دولت- ملت ها تمام شده است و می توان گفت که دیگر حوزه های فرهنگی تمدنی در برابر و یا به زبان بهتر در رقابت با هم قرار گرفته اند. از نظر او در این پارادایم جدید، دیگر نمی توان بر مسائلی چون امنیت ملی یا منافع ملی به عنوان موضوعات اصلی و هادی سیاست تکیه کرد، زیرا الزامات و شرایط برخاسته از فرهنگ ها و تمدن ها الگوهای متفاوتی از رفتارهای سیاسی و بین المللی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین سیاست در دنیای دگرگون شده ما تابعی از تحولات و الزامات فرهنگی-تمدنی خواهد بود. به همین دلیل هم اگر برخورد یا تنازعی صورت گیرد روی خطوط گسل تمدن ها خواهد بود.

نکته مهم دیگر این است که هانتینگتون برخلاف آنچه در ایران معروف شده است،
توصیه به درگیری تمدن ها نمی کند و یا اقدام خصمانه و جنگ طلبانه غرب علیه
تمدن های دیگر را جایز نمی داند. او پیش بینی می کرد که اگر برخورد و
معارضه ای اتفاق افتد روی خطوط گسل تمدن ها و به دلیل اختلافات موجود میان
حوزه های فرهنگی و تمدنی خواهد بود. همان طور که درگیری ها و جنگ های
بالکان و قفقاز و آسیای میانه روی خط گسل و تماس تمدن ارتدوکس و تمدن
اسلامی، درگیری های هند و پاکستان روی خط گسل و تماس تمدن هندی و اسلامی،
درگیری خاورمیانه روی خط گسل تمدن غربی و اسلامی و درگیری های تبت روی خط
گسل تمدن اسلامی و چینی بوده است. اما او این درگیری ها را توصیه نمی کند
و اجتناب ناپذیر هم نمی داند. از دید او اگر برخوردی اتفاق افتد ماهیتی
تمدنی و فرهنگی خواهد داشت، اما می توان و باید از آن اجتناب کرد. صفحات
آخر کتاب <برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی> او به صراحت پیشنهاد
می کند که قدرت های بزرگ غربی از درگیری با کشورهای محوری تمدن های رقیب
به خصوص تمدن های اسلامی و چینی بپرهیزند چون درگیری با آنها جهان را به
آتش کشیده و حتی ممکن است به جنگی جهانی بینجامد. البته او توصیه می کند
که به هر شکل ممکن از دستیابی این کشورها به سلاح های اتمی و دیگر سلاح
های کشتار جمعی پرهیز شود. بنابراین نمی توان او را منادی جنگ و توصیه گر
به اقدام قهر آمیز علیه تمدن های دیگر دانست.
هانتینگتون از تنها
متفکرانی است که غرب را یک کلیت واحد و دارای یک روح کلی می داند، توجه
دنیای غرب را به ضعف ها و مشکلات اجتناب ناپذیر خود جلب می کند و این تمدن
را نیز همانند دیگر تمدن های بزرگ و مسلط تاریخ در سراشیبی سقوط می داند.
او در نخستین فصل کتاب برخورد تمدن ها به روشنی بیان می کند که از نظر او
تمامی تمدن ها چرخه ظهور و سقوط را طی خواهند کرد. تمدن غرب نیز روزی از
فراز جهان فرود خواهد آمد و جای خود را به تمدن های دیگر خواهد داد. از
نظر او این فرآیندی اجتناب ناپذیر است و نمی توان اصل آن را تغییر داد. از
نظر او تمدن های اسلامی و چینی مهم ترین تمدن هایی هستند که استعداد لازم
را برای برتری در جهان آینده دارند. بر اساس این نظریه برخلاف بسیاری از
نظریه های موجود، غرب امکان جهانی شدن و جهان شمولی را ندارد. او عنوان
یکی از مقالات خود در نشریه فارین افرز که بعدها به یکی از فصل های کتاب
برخورد تمدن ها بدل شده را چنین عبارتی قرار می دهد: <غرب، یگانه است و
جهان شمول نیست.> از نظر او غرب حتی قبل از آغاز دوران مدرن، غرب بوده
است و در دوران مدرن تنها در قالبی جدید قرار گرفته است لذا بقیه جهان
ممکن است که مدرن بشود اما غربی نخواهد شد زیرا ویژگی های بنیادی فرهنگی و
تمدنی آنها آن قدر متفاوت است که اجازه نمی دهد کاملاهمسان شوند. اتفاقاً
هر چه جوامع دیگر مدرن تر شوند آگاهی های تمدنی آنها افزایش یافته و
مقاومت آنها در مقابل فرهنگ غربی بیشتر خواهد شد.
در نهایت
هانتینگتون بیان مستدلی در مورد بیداری و قدرت یابی جهان اسلام دارد. او
در یکی از فصل های کتاب خود اطلاعاتی کمی و آماری ارائه می کند که بر اساس
آن جهان اسلام چه از نظر جمعیتی و چه از نظر مالی و چه از لحاظ آگاهی های
اجتماعی در حال چنان رشدی است که می تواند در بسیاری موارد سیادت و سیطره
تمدن غربی را به مخاطره افکند. از این رو او به صراحت می نویسد که قرن
آینده قرن محمد(ص) خواهد بود. مطالب او در این زمینه به گونه ای است که
اگر کسی این بخش از کتاب را بخواند و نداند که نویسنده آن یکی از نظریه
پردازانی است که بیش از هر کس دیگری مورد هجوم رسانه های رسمی ایران قرار
گرفته است، ممکن است تصور کند توسط همان رسانه های رسمی نوشته و منتشر شده
است. در نهایت می توان گفت که نظریات هانتینگتون که سال ها رئیس انجمن
دانشمندان علوم سیاسی آمریکا بوده و آثار او به تمامی زبان های زنده دنیا
از جمله فارسی ترجمه شده است، در ایران بعضاً خوانده نشده مورد لعن و
نفرین قرار گرفت. بی گمان بخشی از آرای او جای نقد جدی دارد اما چون
بسیاری بدون خواندن دقیق آثارش به او تاختند، فرصت نکردند که وجوه مشترک
تفکر او را با خود بیابند و نقد خود را بر اساسی درست بنا کنند .
بزرگترین مشکل کتابهای او در بعد نظری حال حاضر نیست مشکل اساسی در این است که هانتینگتون برای دموکراسی تاریخ سازی می کند و آن را تا عمق تاریخ یونان و غرب پیش می برد حال آنکه غرب تا همین چند قرن اخیر دارای مخوف ترین حاکمیت ها و نظام برده داری بوده است شاید بهتر آن بود که او به دموکراسی پارلمانی ایران بخصوص در دوره اشکانی و مجلس مهستان ما نظری می افکند . در هر صورت زمان مناسبی است تا نظریات او بازشکافته شود و آنچه وجود دارد را درست بررسی و بازبینی نمود .


دره ای زیبا ومنحصر به فرد قابل رقابت به تمام طبیعت ایران وافسونگر از شاهکار خلقت این آبشار و طبیعت افسونگر درزمستانها تبدیل به یخشار میگردد در 24 کیلومتری شهریاسوج قرار دارد در میان کوههای بنار وسقاوه از مسیری دیگر در 60کیلومتری شهرشیراز و از شهرسپیدان در اینجا حس غرور ایرانی ما ارضا میشوم که میبینیم علاوه بر دارا بودن پیشینه تاریخی کهن در کشورمان مناطق زیبای طبیعی هم داریم که نظیر آن را کمتر در کشورهای دیگر میتوان یافت خصوصا آبشار زیبای مارگون که در دل کوهستان است و آرامشی عجیب به انسان میدهد به قول ارد بزرگ: کوهستان ها هم رامشگاه آزادگان و بی پروایان است و نهیب ماندگاران تاریخ .
هوای مارگون معتدل ومرطوب است . آبشار مارگون بزرگترین وشاید زیباترین آبشار خاورمیانه است وبه دلیل قرار گرفتن در داخل تنگه زیبای مارگون و تعدد رگه های آبشاری که به درون دره سرازیر می شودند جذابیتی خاص و منحصر به فرد دارند.

گلهای وحشی که منظره دشت های این روستا را در بهار مملو از لاله های وحشی و واژگون می سازند و گلهای ختمی و رنگارنگ خاطره ای بدیع وفراموش نشدنی را در ذهن هر بیننده ای ایجاد میکند .
اسطوره های ایران

((سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند))
این جمله بسیار حکیمانه ارد بزرگ پاسخی است به آنانیکه اساطیر ایران را فراموش کرده اند :
* رستم را هرکول می خوانند!
* چشمان اسفندیار را پاشنه آشیل می گویند !
* رستم زاد را سزارین می گویند !
* به جای فردوسی از شکسپیر یاد می کنند !
*به جای آشنایی با عشاق ایرانی از رمئو و ژولیت یاد می کنند !
* جاده فرهنگها را جاده ابریشم می خوانند !
* دریای ایران را دریای عمان می نامند !
* جشن چهارشنبه سوری ما را آتش پرستی می خوانند !
* حجاب زنان ایرانی را که از دوران باستان بوده را به اعراب مربوط می دانند !
* هنر های نمایشی ( تاتر و ... ) را که از ده هزار سال پیش در ایران رواج داشته را به یونان 2700 سال پیش نسبت می دهند !
* گرد بودن زمین را که در خدای نامه و شاهنامه به آن اشاره شده را به گالیله نسبت می دهند .
* اختراع الکتریسته را که مربوط به 2500 سال پیش در ایران بوده را به ادیسون نسبت می دهند .
* پدر شیمی را لاوازیه که 300 سال پیش می زیسته معرفی می کنند حال آنکه الکل را زکریای رازی در هزار سال پیش کشف نمود !
* به جای یاد کردن از فرزند رشید ایران نادر شاه افشار ، به ناپلئون شناسی خود می نازند .
* به جای آنکه متفقین را که در جنگ جهانی دوم ، ایران را تصرف و به جان و ناموس ایرانی تجاوز نمودند را لعن کنند قوای محور را متجاوز و همپای چنگیز خان ! می دانند !
* بجای ساختن فیلمهایی که غرور و عظمت ایران را نشان دهد قاجاریه ضعیف را به تصویر می کشند !
* میان رودان را بین النهرین می خوانند !
* واژه فرانسوی مینیاتور را صد در صد ایرانی می نامند و بر خودروی ساخت به اصطلاح ایران می گذارند !
* فرهنگستان ادب پارسی را از بزرگان ادبیات فارسی تهی کرده اند .
* حاضرند سریال های کره ایی و آمریکایی را هزاران بار پخش کنند اما حاضر نیستند روایت های باشکوه ایرانی را به تصویر بکشند .
* به جای استفاده از تاریخ شناسان ایرانی در نگارش های تاریخی از تاریخ کمبریج استفاده می کنند
* و ...
جشن زیبای چهارشنبه سوری در آتش صدا و سیما می سوزد

همچون 30 سال گذشته صدا و سیما و بخش نوشتاری آن یعنی روزنامه جام جم تلاش گسترده ایی را برای مخدوش کردن جشن بسیار زیبای چهارشنبه سوری برپا نموده اند .
البته امسال نیروهای نظامی و امنیتی دیگر بیانیه های آتشین بر علیه این جشن و جوانان نداده اند و اعلام نموده اند از برگزاری سالم و مردمی آن حمایت هم می کنند که این خود جای شگفتی و در عین حال خوشبختی دارد . صدا و سیما اما گویا عناد خود را بر طرف ننموده و با گزارشهای جعلی و بعضا ساختگی سعی در تیره و تار کردن این منظر زیبا و دوست داشتنی را دارد . صدا و سیما در طی سی سال گذشته سعی وافر نموده اعیاد مذهبی را برجسته و اعیاد ملی را خوار و کوچک کند البته در مورد جشن چهارشنبه سوری باید گفت از این حد هم پا را فراتر گذارده و به جنگی تمام عیار پرداخته است ! این سیر که تا به این زمان به ضرر صدا و سیما بوده است . ارد بزرگ جمله بسیار زیبا و هوشمندانه ایی در کتاب آرمان نامه دارد او می گوید : سیاسیون وقتی دشمن یک خواسته پایدار مردمی هستند ، بهترین گزینه ایی که برای نابودی آن اجرا می کنند این است که : پیشتر آفات آن را خوب بپرورند و سپس آن درخواست همگانی را با آفاتی که ساخته اند آزاد می سازند .
برای درک مسیر اشتباه سیاستگذاران صدا و سیما به گزارش زیر از روزنامه جام جم توجه کنید :

بازهم چهارشنبه آخر سال و باز هم قصه آتش و انفجار و فاجعه، درحالیکه تمام شهر پر شده از ترقه و ترقهفروش، در و دیوار از خطر میگویند و هشدار میدهند به اینکه آخر سالتان را با فاجعه گره نزنید و باز هم ترقه ، نارنجک و دینامیت است که فروخته میشود و صداهای مهیب است که گاه و بیگاه تنمان را میلرزاند و جالب اینکه با وجود تمام توصیهها، هشدارها، تهدیدها و... هرچه به آخرین چهارشنبه سال نزدیکتر میشویم، صدای انفجارها کرکنندهتر میشود.
امروزه، از بسیاری از رسوم کهن چهارشنبهسوری دیگر اثری به جای نمانده، اما چیزی که جایگزین این رسوم شده است، صداهای مهیبی است که هر سال از سال پیش، بلندتر و وحشتناکتر میشود و شهر را در شب چهارشنبهسوری تبدیل به میدان جنگ میکند.
یک میدان جنگ واقعی !
همهساله مراسم چهارشنبه سوری در کشورمان با شور و هیجان و سر و صدای بیشتری برگزار میشود و در این میان، اقلام و وسایلی که برای برپایی این جشن مورد استفاده مردم و بویژه جوانان و نوجوانان قرار میگیرد متنوع تر و کوچکتر اما خطرناکتر و صدای انفجارشان مهیبتر میشود.
اگر سالها پیش، جمع شدن دوستان و فامیل دور هم، مراسم قاشق زنی و روشن کردن بوتههای کوچک آتش و پریدن از روی آن، به شبهای چهارشنبه سوری رونق میداد اما اکنون دیگر سالهاست که خاطره آیین کهن چهارشنبه سوری با صداهای مهیب انفجار نارنجکهای دستساز، ترقه و دینامیت در کوچه و خیابان بتدریج به فراموشی سپرده میشود.
برخی آداب و رسوم و آیینهای ایرانی در گذر زمان چنان دچار تغییر و تحولات بنیادینی میشوند که کارکرد اولیه خود را از دست میدهند و ماهیتی متفاوت از معنای واقعی، مییابند ، جشن شب چهارشنبه سوری که یکی از آیینهای کهن ما ایرانیان است نیز در حال حاضر مصداق بارز این ادعاست.
چند سالی است که شادی فرارسیدن نوروز در روزهای پایانی هر سال با تراژدی چهارشنبهسوری تلخ میشود.
شب وحشت
آمارهای مراکز اورژانس و بیمارستانها بیانگر این واقعیت تلخ است که نقص عضو و مرگ و میر ناشی از سوختگی در اسفندماه به دلیل استفاده از مواد محترقه خطرناک نسبت به ماههای دیگر افزایش مییابد که در این میان جوانان و نوجوانان بیشترین قربانیان شعلههای دامنگیر آتش چهارشنبه سوری هستند ، به طوری که تنها در اسفند سال 85 حدود 229 مرگ ناشی از سوختگی در کشور اتفاق افتاد که این رقم در مقایسه با بهمن ماه همان سال 16.2 درصد افزایش را نشان میداد یعنی در مجموع فقط در اسفندماه سال 85 حدود 2403 نفر بر اثر سوختگی جان خود را از دست دادند ، همچنین فقط در یک شب چهارشنبه پایانی سال 84 بی احتیاطی و سهل انگاریهای خواسته و ناخواسته بیش از 400 معلول و نقص عضو از ناحیه چشم بر جای گذاشت.
استقرار اکیپهای آتشنشانی در سطح شهر
براساس آمار موجود سال 83 و 84 از نظر تعداد عملیات آتشنشانی و بروز حوادث و آتشسوزیهای ناشی از مواد محترقه، پرحادثهترین شب چهارشنبهسوری درشهرها و بخصوص درتهران بوده است.
بر این اساس، سازمان آتشنشانی به عنوان یکی از دستگاههای اجرایی درگیر مراسم چهارشنبه پایانی سال قرار است در 170 نقطه اکیپهای ویژهای را مستقر کند، همچنین علاوه بر آن، 85 اکیپ سیار نیز در ایستگاههای آتشنشانی سطح شهر تهران مستقر خواهند شد.
مزاحمان مردم تا پایان تعطیلات نوروزی مهمان بازداشتگاه
اقدامات دستگاههای اجرایی برای آخرین چهارشنبه سال تنها به امدادرسانی حادثهدیدگان ختم نمیشود بلکه نیروی انتظامی نیز بعنوان مرجع برقرارکننده نظم و امنیت در جامعه براساس هماهنگیهای صورت گرفته با مقامات قضایی سراسر کشور قرار است با ناامنکنندگان جامعه و افرادی که برای مردم مزاحمت ایجاد میکنند، بشدت برخورد کند.
فرمانده نیروی انتظامی در هشداری از برخورد جدی با اخلالگران شب چهارشنبه آخر سال خبر میدهد و میگوید: پلیس مخالف شادی و تخلیه هیجانات مردم بویژه جوانان نیست، اما مزاحمت ، خطرآفرینی ، اوباشگری و تخریب موضوع دیگری است که پلیس بشدت با آن برخورد خواهد کرد.
فرمانده نیروی انتظامی به والدین توصیه میکند چهارشنبه پایان سال در کنار فرزندان خود باشند تا مواد ایمن و بیخطر از سوی آنها مورد استفاده قرار گیرد.
اما تدابیر پلیس برای برخورد با اخلالگران آخرین چهارشنبه سال تنها به این موارد ختم نمیشود چراکه طبق هماهنگی با مقامات قضایی ، دستور بازداشت افرادی که شب چهارشنبه آخر سال دستگیر می شوند تا 15 فروردین سال 88 صادر شده است ؛ به طوری که مزاحمان مردم در آخرین چهارشنبه سال تا روز 15 فروردین سال 88 در بازداشت پلیس میمانند و خودروی آنها نیز تا پایان تعطیلات نوروزی توقیف میشود.
توصیهها را جدی بگیرید
سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران نیز به عنوان یکی از متولیان مقابله با شرایط بحران به منظور پیشگیری از بروز حوادث در مراسم شب چهارشنبه آخر سال توصیههایی به والدین و بویژه نوجوانان و جوانان دارد:
از نگهداری مواد محترقه و وسایل آتش بازی در نزدیکی وسایل حرارتی و برقی پرهیز کنید.
هنگام برپایی آتش در داخل یا خارج ساختمان از دسترسی به کپسول اطفای حریق و جعبه کمکهای اولیه اطمینان حاصل کنید.
از برپایی آتشهای حجیم و غیرقابل مهار خودداری کنید. از برپایی آتش در معابر باریک و در نزدیکی پستهای برق یا ایستگاههای تقلیل فشار گاز و پارکینگهای عمومی اجتناب کنید.
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران طی اطلاعیهای با اشاره به حوادث و سوانحی که بر اثر بی احتیاطی در استفاده از مواد محترقه در کمین مردم و بخصوص جوانان و نوجوانان است ، اینگونه هشدار میدهد که اگر نوجوانان و جوانان فقط یکبار گذرشان به بیمارستانهای سوختگی بیفتد و از نزدیک ببینند که پانسمانهای سوختگی تا چه حدی دردناک است در تمام طول عمرشان هیچ گاه سراغ چنین شادیهای خطرناکی نمیروند.
پخش تصاویری وحشتناک از آسیبدیدگان شبهای چهارشنبهسوری حادثه آفرین به همراه صدها و هزاران بار توصیه و هشدار برای بسیاری از نوجوانان و جوانان تبدیل به داستانی تکراری شده که شاید کمتر کسی حوصله شنیدن آن را داشته باشد اما آمار بالای سوانح و حوادث سوختگیهای عمیق منجر به قطع عضو و حتی مرگ بیانگر این واقعیت است که باید همچنان هشدار داد و توصیه کرد تا شاید گوشهایی که زنگ خطرها را حس میکنند، از خواب غفلتی که حاصلی جز یک عمر پشیمانی ندارد، بیدار شوند.
بخش بهترین سخنان حکیمانه از روزنامه اعتدال
بخش پژوهش و گردآوری سخنان بزرگان - خانم خجسته زیمیرواسکاری
بخش جملات زیبای بزرگان از سایت تبیان
کتاب سخنان ماندگار - به قلم فرزانه شیدا
کتاب پندار متفکرین - به کوشش سیما زند
کتاب سخنان ارد بزرگ به کوشش تینا حقوقی
کتاب برانگیختگان نوشته جعفر معروفی
کتاب سیصد جمله به کوشش امیر همدانی
سلحشور و جنگاور در کلام ارد بزرگ
سخنان بزرگمهر آینده در نگاه بزرگان
امید در نگاه بزرگان آزادی در نگاه بزرگان
چهره های ماندگار و نخبگان تاریخ ایران
سخن بزرگان همراه با ترجمه انگلیسی آن
سخنان بزرگان در مورد کودکان و فرزندان
سخنان ارد بزرگ و شهاب الدین سهروردی
رازهای ارد بزرگ و پائولو کوئلیو
سخنان بزرگان و جملات قصار حکیمانه
کتاب رازهای ارد بزرگ و پائولو کوئلیو به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
کتاب آرمان نامه به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
کتاب سخنان حکیمانه ارد بزرگ به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
کتاب سخنان بزرگمهر به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
کتاب اندیشکده ایران و یونان به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
" رسانه از دیدگاه ارد بزرگ " به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
" آزادی از دیدگاه ارد بزرگ " به شکل پی دی اف pdf دانلود ![]()
نظریه قاره کهن ارد بزرگ به شکل pdf دانلود ![]()
کتاب جاده ابریشم ، واژه ای استعماری به شکل pdf دانلود ![]()
کتاب پندار متفکرین به کوشش سیما زند به شکل pdf دانلود ![]()
کتاب برانگیختگان نوشته جعفر معروفی به شکل pdf دانلود ![]()
خلاصه زندگینامه چهره های ماندگار به شکل pdf دانلود ![]()
بخش بهترین سخنان حکیمانه از روزنامه اعتدال
بخش پژوهش و گردآوری سخنان بزرگان - خانم خجسته زیمیرواسکاری
بخش جملات زیبای بزرگان از سایت تبیان
کتاب سخنان ماندگار - به قلم فرزانه شیدا
کتاب پندار متفکرین - به کوشش سیما زند
کتاب سخنان ارد بزرگ به کوشش تینا حقوقی
کتاب برانگیختگان نوشته جعفر معروفی
کتاب سیصد جمله به کوشش امیر همدانی
سلحشور و جنگاور در کلام ارد بزرگ
چهره های ماندگار و نخبگان تاریخ ایران
سخن بزرگان همراه با ترجمه انگلیسی آن
سخنان بزرگان در مورد کودکان و فرزندان
سخنان ارد بزرگ و شهاب الدین سهروردی
رازهای ارد بزرگ و پائولو کوئلیو
سخنان بزرگان و جملات قصار حکیمانه
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش نخست
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش دوم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش سوم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش چهارم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش پنجم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش ششم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش هفتم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش هشتم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش نهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش دهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش یازدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش دوازدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش سیزدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش چهاردهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش پانزدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش شانزدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش هیفدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش هیجدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش نوزدهم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش بیستم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش بیست و یکم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش بیست و دوم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش بیست و سوم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش بیست و چهارم
سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا - بخش بیست و پنجم