تبليغاتX
یادداشت‌های دو دانشجوی آی ‌تی IT - ديگران را كوچك نشماريم

هيچ‌گاه ديگران را كوچك نشماريم و به تحصيلات، شغل، مقام، دانسته‌ها و تجربيات خود نباليم.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http://shide.blogfa.com آمده است: يك ناخداي تحصيلكرده و يك خدمه پير بيسواد در يك كشتي با هم كار مي‌كردند. پيرمرد هر شب به كابين ناخدا مي‌رفت و به حرف‌هاي او گوش مي‌داد. يك روز ناخدا از پيرمرد پرسيد: آيا درس زمين شناسي خوانده است؟ پيرمرد پاسخ داد: نه. ناخدا گفت: پس تو يك چهارم عمر خود را از دست داده‌اي. پيرمرد خداحافظي كرد و در حالي كه به اتاق خود مي‌رفت با خودش به اين فكر مي‌كرد كه ناخدا فرد تحصيلكرده‌ايست و حتما چيزي كه در مورد آن صحبت مي‌كند واقعيست. پس من يك چهارم عمرم را از دست داده‌ام.

شب بعد ناخدا از او پرسيد: در مورد علم هواشناسي چيزي مي‌داني؟

پيرمرد: نه؛ ناخدا: پس تو نيمي‌ از عمر خود را از دست داده‌اي. پيرمرد ناراحت شد و دوباره با همان افكار به اتاق براي خواب رفت.

شب بعد باز ناخدا پرسيد: آيا در مورد علم درياشناسي چيزي مي‌داني؟ پيرمرد: نه؛ ناخدا: پس تو سه چهارم عمر خود را از دست داده‌اي.

پيرمرد آن شب را نيز ناراحت به اتاق خود برگشت. ولي صبح زود به سراغ كابين ناخدا رفت و از او پرسيد: در مورد علم شناشناسي چيزي مي‌داني؟ ناخدا: نه! شناشناسي؟ پيرمرد: بله، پس تو تمام عمر خود را از دست داده‌اي، چون كشتي به يك صخره برخورد كرده و در حال غرق شدن است!

اكثر اوقات ما انسان‌ها همانند ناخدا هستيم و مردم اطرافمان را آن پيرمرد مي‌پنداريم. به تحصيلات، شغل، مقام، دانسته‌ها و تجربيات خود مي‌باليم و فكر مي‌كنيم ديگر به مشكلي بر نخواهيم خورد. در حالي كه روزي ممكن است قايق ما هم به صخره برخورد كند و فقط علم شناشناسي به دادمان برسد.

+ نوشته شده توسط یادداشت‌های دو دانشجوی آی ‌تی در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 15:58 |